
سلام .....رفتن ورفتن ورفتن ......کل زندگی همینه همه یه روز میان و یه روز میرن ....با رفتن بعضیا قلبت میگیره ...ناراحت میشی.....وقتی وبمو راه اندازی کردم جز بچه های سایا بودم یه جمع خودمونی و بسیار خوب جایی که باهم غصه میخوردیم و با هم میخندیدیم ...خیلی به جمع پیوستن وخیلیا رفتن ....فرناز عزیز که کلا از جمعمون پر گشودو من هنوز بیادش فاتحه میفرستم حتی شده یک صلوات ........سایا که جمع شد بچه ها کلا متفرق شدن سارا و شکیب و سامی همه از بچه های سایا بودن ....توی وب از غصه ها وشادیا نوشتم دوستایی مثل یاسی و داداش سید پیدا کردم ..... ادمایی که کم توی دنیا نمونشون و دیدم ....پاک ...سالم...
ادامه مطلب