دلم گرفته خدا

متن مرتبط با «رفتن به ایمیل» در سایت دلم گرفته خدا نوشته شده است

نامه هایی به خدا (1)

  • نیلوبلاگ

    سلام خدا جونم تصمیم دارم حسامو برات بنویسم شاید اروم شم ...شایدم جواب بگیرم .....خدایا یه روزگار بیخودیو میگذرونم ....به بطالت ...بدون دلخوشی ....اصن یه جور اجباری....یه روزای بدو بیحوصله ......انگار ...

    ادامه مطلب
  • نامه ای به خدا 2

  • نیلوبلاگ

    نه پاي رفتن، نه تاب ماندن، چگونه گويم درخت خشکم؟عجب نباشد اگر تبرزن، طمع ببندد در استخوانم! در اين جهنم، گل بهشتي، چگونه رويد؟ چگونه بويد؟من اي بهاران، ز ابر نيسان، چه بهره گيرم که خود خزانم؟ سلام خدا...

    ادامه مطلب
  • نامه ای به خدا 3

  • نیلوبلاگ

    سلام خدا جونم ... داشتم الان چند تا وبو میگشتم...دیدم ما ها یعنی کسایی که میان وبلاگ آدمهایی هستن که با وجود ادمها ی اطرافشون بازم حرفهایی دارن که نمی تونن به یکی بگن ..... یعنی تقریبا بیشترمون یه بغض...

    ادامه مطلب
  • جا مانده دلی به زیر پایت زائر

  • نیلوبلاگ

    xa0 مزد چهل روز پریشانی نای ت زائر از میان همه کردند جدایت زائر دست xa0ارباب خودش دوخته بر قامت تو خلعت نوکری خویش برایت زائر بی سبب نیست خدا هم به شما مینازد حضرت فاطمه کرده ست دعایت زائر هر سلام تو، جهان در تب و تاب است با لرزش آهنگ صدایت زائر کاش در صحن علمدار، به یادت آرند ما را به میان گریه هایت زائر آهسته قدم بزن، خدا می داند جا مانده دلی به زیر پایت زائر این ذکر «حسین حسین» مرا خواهد کشت مستانه بخوان، جان به فدایت زائر xa0 خدایا کمک کن امسال برم اربعین کربلا خدایا کمک کن یاحسین ح...

    ادامه مطلب
  • رفتن

  • نیلوبلاگ

    سلام .....رفتن ورفتن ورفتن ......کل زندگی همینه همه یه روز میان و یه روز میرن ....با رفتن بعضیا قلبت میگیره ...ناراحت میشی.....وقتی وبمو راه اندازی کردم جز بچه های سایا بودم یه جمع خودمونی و بسیار خوب جایی که باهم غصه میخوردیم و با هم میخندیدیم ...خیلی به جمع پیوستن وخیلیا رفتن ....فرناز عزیز که کلا از جمعمون پر گشودو من هنوز بیادش فاتحه میفرستم حتی شده یک صلوات ........سایا که جمع شد بچه ها کلا متفرق شدن سارا و شکیب و سامی همه از بچه های سایا بودن ....توی وب از غصه ها وشادیا نوشتم دوستایی مثل ی...

    ادامه مطلب