
سلام این داستان و خودم خیلی خوشم اومد جالب برای همین میزارمش تو وب. xa0 فردی وارد داروخانه شد و با لهجه ساده روستایی پرسید :آقا کرم ضد سیمان دارید؟؟ فروشندی با لحنی تمسخر آمیز گفت :کرم ضد سیمان؟بله که داریم!کرم ضد تیر آهن و آجرهم داریم حالا ایرانیشو میخوای یا خارجیشو ؟؟اما گفته باشم خارجیش گرونه ها؟؟؟ مرد نگاهی به دستانش دوخت و آنها را روبه رو صورت فروشنده گرفت و گفت :از وقتی کارگر ساختمان شدم دستام زبر شده نمیتونم صورت دخترمو نازکنم!اگه خارجیش بهتره ،خارجی بده.... متصدی داروخانه لبخند روی لباش...
ادامه مطلب