سلام .....
رفتن ورفتن ورفتن ......کل زندگی همینه همه یه روز میان و یه روز میرن ....با رفتن بعضیا قلبت میگیره ...ناراحت میشی.....وقتی وبمو راه اندازی کردم جز بچه های سایا بودم یه جمع خودمونی و بسیار خوب جایی که باهم غصه میخوردیم و با هم میخندیدیم ...خیلی به جمع پیوستن وخیلیا رفتن ....فرناز عزیز که کلا از جمعمون پر گشودو من هنوز بیادش فاتحه میفرستم حتی شده یک صلوات ........سایا که جمع شد بچه ها کلا متفرق شدن سارا و شکیب و سامی همه از بچه های سایا بودن ....توی وب از غصه ها وشادیا نوشتم دوستایی مثل یاسی و داداش سید پیدا کردم ..... ادمایی که کم توی دنیا نمونشون و دیدم ....پاک ...سالم ومهربون ....برای هردوتون مینوسیم من شما رو خیلی دوس دارم وداشتم وخواهم داشت ...بارها دوس داشتم از شما شماره ای داشتم تا مثل یه دوست هر وقت دلم گرفت حرف بزنم چون ته قلبم همیشه به شما اعتماد داشتم ودارم ....داداش سید که رفت خیلی ناراحت شدم ...خیلی حرص خوردم چون وقتی باهاش حرف میزدم همیشه بهترینهارو راهنمایی میکرد یا همدردی ....از رفتنش واقعا گریه کردم ولی رفت ....هر جا هستی موفق باشی چون تو بسیار داداش مهربون سالم و پاکی هستی و من برات بهترینها رو میخوام .....ابجی یاسی تو یه دختر نمونه وبسیار مهربونی .....قدر خودتو بدون .....باور کن مثل تو کمتر کسیو دیدم تورو از صمیم قلب دوس دارم شاید زیاد نمیومدم ولی امکان نداشت دعاتون نکنم هر جا رفتم یادت کردم عزیزم تونمونه کامل دوستی هستی مهربون صمیمی وپاک ......الان اومدم و دیدم داری میری واقعا ناراحتم چون باز یکی از بهترین کسایی که میشناسم و بازم از دست میدم هر چند هستید میاید ولی چون کمتر و وبی نیس که بشه حست کرد حالتو فهمید دل ادم میگیره ....هیچوقت از رفتن خوشم نمیومد و ابجی گلم نمی دونم چی شد نمیای ولی برات بهترینها رو میخوام ......همیشه دوست داشتم ودارم وهمیشه بیادتم ....مراقب خودت و خوبیهات باش ...... . دلم گرفته خدا...