دقیقا میشه گفت 11سال پیش تو این روزا من چه حالی داشتم ....حالی پراز دوست داشتن و دوست داشته شدن ....حالی پراز قشنگی و تکاپو ..... چقدر زود گذشت .......11سال پیش تو این شب و فرداشب من پراز انرژی بودم پر از شادی ........ابوذر جان اگر چه میدانم احتمالا اصلا حوصله اینو نداشته باشی که بیای وب و بخوای مطلب بخونی...... اگر چه میدونم شاید خودم بایدصفحه رو برات بازکنم وبخونم تا گوش بدی یا بخونی..... بحر حال پس از 11سال اگذشت از عقدمون بهت میگم همچنان اگر بخوام برگردم به دوران گذشته شاید حاضر نباشم دیگه عروسی کنم اونم بخاطر شرایط خودمه که تو هم دلیلشو میدونی ولی اگر قراره کسیو انتخاب کنم تو رو انتخاب میکنم ...میدونم و همه کسانی که اطراف ما هم هستن این موضوع و میدونن که تو خیلی صبورترو بهتر از منی همه میدونن من چه ادم بی اعصاب هستم ولی تو منو تحمل کردی ازت ممنونم خیلی ..خوشحالم که امروزم و کنار تو میگذرونم ....میدونم تو زندگیت با من خیلی سختی کشیدی و هنوزم به ارامش نرسیدی میدونم من اصلا زن خوب و همراهی برات نبودمو نیستم ولی تو خیلی منو تحمل میکنی .....امیدوارم به همه خواسته هات برسی ......خدا به همه زندگیها کمک کنه به زندگی ماهم نگاهی ان شاالله ....سالگرد بهم رسیدنمون مبارک همسر و همراه من در زندگی ........
دلم گرفته خدا...ما را در سایت دلم گرفته خدا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 161